ردپای تفکرات صهیونیستی در موسیقی ایران
موسیقی و فرهنگ ایرانی به دلیل تفکرات صهیونیستی اوضاع خوبی نداره! به دو تصویر زیر به خوبی دقت کنید.


تصویری که در سمت چپ میبینید، یکی از 72 شیطان در عقاید صهیونیستی و فراماسونری هست که به اسم بُت Bael (بعل) شناخته میشه. امّا تصویر سمت راست، کاور رسمی آهنگ «نوشدارو» از احسان خواجهامیری هست و کاملاً شبیه به آن بُت طراحی شده و حتی وزغ هم در کاور خواجهامیری روی سرِ سمت راست قابل مشاهده هست. علاوه بر وزغ و گربه (تشخیص گربه روی سرِ سمت چپ کمی سخته)، پاهای عنکبوتی عکس Bael رو هم توی کاور میبینیم. که به صورت رنگهایی از تصویر به سمت پایین سرازیر شدند. این همه دقت و ریزبینی برای الگو گرفتن از یک طرح ماسونی، طبیعی نیست! شاید بگید طراح خواسته فقط به عنوان نمونه، از یک طرح برای کارش الگو بگیره یا حتی اصلاً از طرحهای شبیه به این عکس استفاده کرده. ولی وقتی وزغ رو هم روی سر خواجه امیری طراحی میکنه یعنی دقیقاً منظورش همین نماده!
این نماد [سه سر] در کارهای دیگهای مثل پوستر فیلم سنپطرزبورگ هم وجود داره که منحصراً در مورد فراماسونری هست (مثل تکچشم و چسباندن شخصیتهای فیلم توسط یک روبان قرمز به یکدیگر و …)
مسئلهٔ اصلی
طراح کاور آهنگ احسان خواجه امیری کیه و چرا یک نماد صهیونیستی شیطانی رو مو به مو در کاور یک آهنگ پیاده کرده؟
پایین کاور نوشته: فرید ناصری.
با کمی بررسی توی پستهای اینستاگرام فرید ناصری به نکات مهمی دست پیدا میکنیم.
اول اینکه پستهایی در مورد همکاریش با احسان خواجهامیری داره. پس آدرس درسته! دوم اینکه مشخص میشه ایشون کارگردان و نویسنده هم هست. حال کمی در عکسهایی که پست میکنه کنکاش کنیم!
تصویری که میبینید، تصویر پسزمینهٔ سایت رسمی فرید ناصری هست که نماد تهران رو در بند متصور شده و یک جغد شوم هم در بالای تهران در حال چرخشه. سایت فرید ناصری در حال حاضر از دسترس خارج شده ولی این مقاله رو من برای اولین بار در سال ۱۳۹۸ منتشر کردم و در آن زمان وبسایتش فعال بود. به هر حال این تصویر در صفحه اینستاگرامش نیز پین شده!
همینطور «خون» در کنار درِ اتاق نشانه از بغض و کینه نسبت به انقلاب اسلامی هست. استفاده از کلید و شکلش هم در نوع خودش جالب و قابل تأمله!
و امّا تصویر اصلی (از سری تصاویر راهروی تاریک) رو ببینید که با جستوجوی ساده در اینترنت به دست میاد:
یا در تصویر بعدی باز ما یک جغد رو بالای تونل توحید تهران مشاهده میکنیم.
از این دست عکسها زیاد داره! جغد در فرهنگ ایرانی «شوم» هست و در فرهنگ و عقاید فراماسونری، یکی از خدایان به اسم مولخ/مولک هست که هرساله فراماسونرهای مشهور کنارش در Bohemian Grove جمع میشن و انسان قربانی میکنند!


از آنجایی که در کاور احسان خواجه امیری مشخصاً از یک طرح و نماد شیطان پرستی استفاده کرده، بعید نیست که کانسپت جغد در تصاویر، مرتبط با فراماسونری باشه. چون استفاده از طرحِ یک جغد غولپیکر شباهت زیادی به مولخ داره.
بررسیهای دیگه
همین طور این کلیپ که در تاریخ ۱۳ فروردین ۱۳۹۸ منتشر کرده! کاملاً بهش دقت کنید. عدد ۴۰ و تابلوی زیرش نمایانگر چهل سالگی انقلاب اسلامی.
عدد از ۴۰ شروع میشه، به صفر که ميرسه، یک لحظه سبز میشه دوباره فیلم رو برعکس میکنه. دوباره به ۴۰ میرسه و منظورش این هست که انقلاب اسلامی در چهل سالگی خودش، حرکت نداره و همیشه متوقفه.
و یا در این کلیپ دقیقاً بعد از نمایش پرچمهای جمهوری اسلامی، ماهوارهبر و موشکهای ایرانی، یک زالو رو نمایش میده که در حال مکیدن خون هست و در نهایت با یک چاقو، زالو رو از بدن جدا میکنه و براساس روحیات این کارگردان خیلی واضح هست که منظور از ساخت چنین کلیپی چیه و نیاز به توضیح نداره!
این کارگردان، در زمان ارسال این مطلب و بر اساس آخرین پستهاش در اینستاگرام، ضدانقلاب و حامی فتنهٔ اخیر در سال ۱۴۰۱ بوده و از نمادهای صهیونیستی در طرحهاش استفاده کرده و با احسان خواجهامیری و دیگر خوانندهها از جمله شادمهر عقیلی، معین، بابک جهانبخش، علی زندوکیلی و… همکاری داره.
یک خواننده چرا باید با چنین طراح/کارگردانی همکاری کنه؟
جالب اینه که فرید ناصری، کارگردان موزیک ویدئوی «پارهسنگ» از کارهای مهدی یراحی هم هست و به خاطر استفاده از نماد نازیسم و دیکتاتور خواندن انقلاب اسلامی، موجب ممنوع الکار شدن مهدی یراحی شد.
آیا باید این اوضاع موسیقی و فرهنگ و رسانهٔ ما باشه؟ تمام این معضلات به خاطر این هست که ما به این مفاهیم مخفی و پشت پردهٔ صهیونیستها و نفوذیها آگاه نیستیم.
معضل فعلی
خوانندگانی که با چنین کارگردانهایی همکاری میکنند، از مسائل پیش آمده در مورد نفوذ تفکرات صهیونیستی اطلاع دارند؟ اگر اطلاع دارند که اوضاع خیلی خراب است! اگر هم خبر ندارند یا برایشان مهم نیست، که باز هم اوضاع خراب است!
در هر صورت اگر آگاه نیستند، پس باید آگاهشون کنیم.
امّا اگر با آگاهی، این مسیر انحرافی رو طی میکنند، پس ما مردم باید آگاه باشیم تا در آخرالزمان و با فتنههای خیلی زیاد، جان سالم به در ببریم!
راستی! توجه شما رو به بخشی از این پست اینستاگرامی فرید ناصری جلب میکنم:
من هیچ وقت فعال یا تحت نظارت وزارت ارشاد یا هیچ ارگان دیگری نبوده و نیستم، کاری را سفارشی یا براساس نیاز مالی نه قبول کردم نه ساختم.
این رو اکثر خوانندهها و تهیه کنندگان (ویترین) این حوزه میدانند.
بنابراین چیزی به اسم ممنوع الکاری برای من وجود نداشته، در اصل اهمیتی نداشته و ندارد.
همهٔ این سالها روش کار به این صورت بوده که هر کار اصطلاحاً ۲ ورژن داشته، یک نسخهٔ ارشادی و یک نسخهٔ اصلی!
یعنی ۱۰۰٪ فعالان در این کار، اول چهارچوبهای مزخرف رو رعایت میکنند، برای ارشاد میفرستند، مجوز میگیرند و بعد نسخهٔ اصلی را منتشر میکنند.
برای کارهای من در نسخههای ارشادی به جای اسم کارگردان علی و تقی و نقی و … ذکر میشد.
آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این کارها رو بررسی نمیکنه؟ تحقیق و تفحص نمیکنه؟ مجوز دادنشون بر چه اساس هست؟
تا اینکه فهمیدم طبق این صحبتهای فرید ناصری (که راست یا دروغ بودنشون گردن خودش)، بسیاری از این خوانندهها که ازشون اسم نمیبره، برای کارهاشون دو نسخه در نظر میگیرند. یک نسخه مناسبِ مجوز گرفتن از ارشاد و یک نسخهٔ اصلی برای انتشار بعد از مجوز گرفتن. یعنی دور زدن مکانیزم ثبت مجوز از ارشاد.
شاید یکی از دلایلی که موجب ممنوع الکار شدن مهدی یراحی شد هم همین موضوع باشه.
به نقل از تابناک:
مجید فروغی مدیر روابط عمومی معاونت هنری وزارت ارشاد در واکنش به انتشار این کلیپ اظهار کرد: «کلیپ منتشر شده پاره سنگ در فضای مجازی با کلیپی که دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز داده، مغایرت دارد و تحریفشده است.
همچنین بخشی از شعر منتشر شده در این کلیپ، متفاوت با شعری است که برای درخواست مجوز ارائهشده است. بنابراین کلیپ «پاره سنگ» آن چیزی نیست که دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به آن مجوز داده و غیرمجاز است.»
فروغی تأکید میکرد که موسسه منتشرکننده کلیپ «پاره سنگ»، مسئول انتشار این اثر بدون مجوز است که باید پاسخگو باشد.
و طبق اظهار نظر فرید ناصری، حتی اسمی هم از او به عنوان کارگردان واقعی اثر نمیبردند تا به راحتی بتوانند مجوز رو از ارشاد اخذ کنند!
یعنی مغز آدم از این همه دوز و کلک در صنعت موسیقی سوت میکشه.
در هر حال دودِ کشاندن موسیقی و هنر به سمت مسائل انحرافی، صهیونیستی، شیطانپرستی و تفکرات ضدانقلابی، در نهایت توی چشم هنرمندان و مردم میره و وقتی متوجه میشیم/میشن که کار از کار گذشته!





